الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
91
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
واى بر آنها كه بر كشتگانشان گريه نمىشود ، و از گمشدهشان جستجو نمىگردد ، من دنيا را برو افكندهام و چهرهاش را به خاك ماليدهام و آن را درست اندازه گرفتهام و با چشم خودش به آن نگريستهام . قسمت ديگرى از اين كلام در باره تركهاى مغول مىباشد . گويا قومى را مىنگرم كه چهرههاشان همچون سپرهاى چكش خورده است ، ديباج و حرير مىپوشند ، اسبهاى اصيل را يدك مىكشند و آن چنان دستشان در كشتار باز است كه مجروحان از روى بدن كشتگان حركت مىكنند ، و فراريان از اسير شدگان كمترند . هنگامى كه سخن به اينجا رسيد يكى از اصحاب گفت اى امير مؤمنان از غيب سخن ميگوئى و به علم غيب آشنائى ؟ ! امام ( ع ) خنديد و به آن مرد كه از طائفه « بنى كلب » بود فرمود : اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفتهاى است از عالمى ( پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده است كه : « آگاهى به وقت قيام قيامت نزد او است ، او باران را نازل مىكند و از آن چه در عالم جنين است با خبر است ، و كسى نمىداند كه فردا چه كار خواهد كرد و كسى نمىداند كه در كدام سرزمين از دنيا مىرود « 1 » . پس خداى سبحان از آنچه در رحمها است پسر يا دختر ، زشت يا زيبا ، سخاوتمند يا بخيل سعادتمند يا شقى ، و آن كسى كه آتشگيره آتش است و يا در بهشت همسايه و دوست پيامبران است ، از همه اينها آگاه است . اين است آن علم غيبى كه غير از خدا كس نمىداند و جز اينها علمى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده و او به من آموخته است و برايم دعا نمود كه خدا آن را در سينهام جاى دهد و اعضاء و جوارحم را از آن مالامال سازد .
--> ( 1 ) - لقمان آيه 34